جنیفر لوپز از همان دوران کودکی عاشق رقص و آواز بود و تمام تلاشش هم این بود که تا میتواند تجربه کسب کند. رقصندگی و بازیگری در چند نمایش موزیکال و همچنین سریالهای تلویزیونی ازجمله حاصل این تلاشها بود. البته در عالم شو و موسیقی فقط پیگیر بودن و پشتکار داشتن کافی نیست و بخت باید با انسان همراه باشد.
Bildunterschrift: جنیفر لوپز: «من به زبان اسپانیایی، بهتر میتوانم احساساحتم، واهمهها و شور و شوقم را بیان کنم»در سال ۱۹۹۵ بود که جنیفر لوپز در نقش مادری جوان به اسم ماریا سانچز در فیلم «خانواده من» ظاهر شد که کارگردانی آن را گرگوری ناوا برعهده داشت. جنیفر لوپز بعد از بازیگری در این اثر توجه فیلمسازان را جلب کرد و همکاریهای بعدیش با کارگردانانی صاحبنام چون فرانیسیس فورد کوپولا در فیلم «جک» و با الیور استون در فیلم U-Turn بود.
جنیفر لوپز در سال ۱۹۹۶، بعد از بازیگری در فیلم «شراب و خون» در کنار جک نیکلسون و مایکل کین، دوباره دست به پروژه ای مشترک با گروگوری ناوا زد به اسم Selena که داستان زندگی سلنا کوینتانیلا خواننده معروف مکزیکی بود. در این فیلم بود که او قابلیتهای خوانندگیش را نیز به نمایش گذاشت.
این ستاره آمریکایی پوئرتوریکوییتبار بعد از اولین موفقیتهایش در عرصه سینما و یک دوره استراحت کوتاه، نیرو و فعالیت خود را بر موسیقی متمرکز کرد و اولین آلبومش را در سال ۱۹۹۹ تحت عنوان On the 6 به انتشار رساند. این آلبوم که با یاری شریک زندگی جنیفر لوپز در آن دوران یعنی پاف ددی، رپر معروف آمریکایی تهیه شده بود، با استقبال خوبی روبرو گردید و با توجه به فروش پنج و نیم میلیون نسخه از آن، موفقترین آلبوم اول یک خواننده پاپ در سال ۹۹ بود.
ناگفته نماند که On the 6 نام خط مترویی است که محل تولد جنیفر لوپز یعنی برونکس را به «منهتن» در نیویورک مرتبط میسازد.
همکاری جنیفر لوپز با تهیهکنندهای حرفه ای چون امیلیو استفان، ردونی جرکینس و کوری رونی تضمینی بود تا آلبوم On the 6 در صف پرفروشهای روز قرار گیرد و جوایزی را نیز برای او به ارمغان آورد. در اواخر سال ۲۰۰۰ رابطه ۱۷ ماهه جنیفر لوپز و پاف ددی به پایان رسید و فصل تازهای در زندگی این ستاره آمریکایی شروع شد.
در سال ۲۰۰۱، دومین آلبوم جنیفر لوپز به انتشار رسید تحت عنوان جی لو، در واقع اسم مخففی که این خواننده برای خود انتخاب کرده بود. این آلبوم با دربرگرفتن ترانههایی پرشور و حال چون I'm real و Ain't it funny در صدر آلبومهای پرفروش روز آمریکا قرار گرفت.
به موازات این موفقیت، نقشآفرینیهای جی لو در فیلمهای مختلف هم ادامه داشت، از جمله فیلم کمدی Wedding Planer و فیلم پرهیجان Angel Eyes. در سال ۲۰۰۲ جنیفر لوپز در کنار انتشار ریمیکس آلبوم جی لو، آلبومی دیگر هم روانه بازار کرد به اسم This is me … then که برخلاف آلبومهای قبلی، دربرگیرنده ترانههایی به سبکهای هیپهاپ و Soul بود.
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: در حالیکه جینفر لوپز در عرض سالهای ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۲، چند آلبوم منتشر کرد، تا انتشار آلبوم بعدیش چند سالی طول کشید. جی لو بعد از ازدواج با «کریس جود» و جدایی از او، نامزدی و به هم زدن نامزدیش با «بن افلک»، هنرپیشه معروف هالیود، سرانجام با مارک آنتونی ازدواج کرد که خود خواننده و تهیه کننده معروف و موفقی در عرصه لاتین پاپ است و از این رو نقشی موثر در فعالیتهای موسیقایی جنیفر لوپز در چند سال گذشته بازی کرده.
جنیفر لوپز چهارمین آلبومش را در سال ۲۰۰۵ به بازار داد، آلبومی به اسم «تولدی دیگر». او خود در مورد سه سال غیاب در صحنه موسیقی میگوید: «من ترجیح دادم که استراحتی بکنم و وقتی که این آلبوم را ضبط میکردیم، همان احساسی را داشتم که هنگام ضبط اولین آلبومم تجربه کرده بودم. این آلبوم در واقع ترکیبی است ز هیپ هاپ، آر آند بی و پاپ با رگههایی از موسیقی آمریکای لاتین.»
و اما پنجمین و آخرین آلبوم این هنرپیشه و خواننده محبوب که در واقع اولین آلبوم او به زبان اسپانیایی است: Como Ama Una Mujer «آنگونه که زن عشق میورزد». جنیفر لوپز بعد از انتشار این آلبوم در مصاحبهای نسبت به موفقیت تجاری آلبوم جدیدش، به ویژه در بین شبکههایی تلویزیونی و رادیویی انگلیسیزبان، ابراز شک و تردید میکند، اما در عین حال میگوید: «راستش موفقیت تجاری آنقدر هم مدنظرم نبوده. من دوست داشتم چیزی به وجود بیارم و خلق کنم که واقعا از دورنم میآید.»
در این آلبوم که رنگ و بوی موسیقی آمریکای لاتین و فلامنکو به خوبی محسوس است، به ویژه آنکه مارک آنتونی، شوهر جنیفر لوپز، در تهیه تمامی ترانهها یکجورهایی سهیم بوده و در شکلگیری این ترانه ها، آهنگسازها و ترانهسراهایی چون، خولیو ریس و استفانو نقش داشتهاند.
سخن آخر را به خود جنیفر لوپز میسپاریم که درباره تحقق رویاهایش و همچنین از دست رفتن زندگی خصوصیش میگوید: «من همیشه دوست داشتم که هنرپیشه و خواننده بشوم. کنار آمدن با این مسئله که آدم دیگر آنگونه زندگی خصوصی ندارد، همیشه ساده نیست. اما خب باید بگویم که من چیزی را از دست میدهم، اما این مسئله در مقابل اینکه میتوانم، کاری را که واقعا دوست دارم، انجام بدم، بهایی ناچیزی است.»




کلینت ایستوود
در سال 1992 باساختن فیلم (نابخشوده) و در سال 2004 با(عزیز میلیون دلاری) هر بار موفق شد جایزهاسکار بهترین کارگردان و بهترین تهیه کنندگی رااز آن خود کند. آکادمی اسکار در سال 1995 بادادن اسکاری دیگر به او برای کار تهیه کنندگی ازاو تشکر کرد. 
